السيد محمد حسين الطهراني

113

امام شناسى (فارسى)

« إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً » و بدرستيكه خداوند به‌هيچ اندازه و مقدارى بر مردم ستم نمىكند . ( سوره يونس ( 10 ) صدرآيه 44 ) . « إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ » ( سوره النساء ( 4 ) صدر آيه ( 40 ) ) بدرستىكه خداوند به‌قدر سنگينى يك ذرّه ظلم ننمايد . چون ستم در صورتى است كه از مورچه مثلًا توقّع و انتظار و تكليف پرش ملخ را داشته باشند ، و در صورت مخالفت ، عذاب و عِقاب جارى سازند ؛ امّا اگر از مورچه‌اى طبق شعور و ادراك خود آن مورچه توقّع داشته باشند كه دانه‌اى را از روى ستم از دهان مورچه كوچكتر نربايد ، اين ظلم نيست ؛ اين تكليف تكليفِ به‌حقّ است ، به مقدار استعداد و فهم و ادراك است ؛ اين تكليف در خور سِعِه و گنجايش ظرفيّت وجودى مورچه است ؛ و عين عدل محض است . اگر تكليفى را كه خدا به پيامبران مىكرده عين آن را به‌همان درجه و صعوبت بر افراد امّت كند ظلم است ؛ و امّا اگر از يكايك افراد امّت توقّع ظهور و بروز استعداد خود آنان را در طىّ طريق خدا و لقاى حضرت او ، تكليف به‌مجاهده و صبر و عبوديّت به اندازهء ظروف خود آنان در تحت پيروى و تبعيّت از آن پيغمبر به‌نمايد . به‌هيچ‌وجه ظلم و ستمى نخواهد بود . پيغمبران در تمام افعال خود چه معجزه و چه غير آن داراى علم و اختيار بوده‌اند بحث ششم ، انبياء مانند ساير افراد بشر داراى علم و اختيار بوده ، و افعالى كه به‌عنوان معجزه از آنان سر مىزده است ، يا وحى الهى را كه به‌مردم ابلاغ مىنمودند ، و يا در مقام عبوديّت و استكانت كه پيشانى مسكنت به‌خاك مذلت در برابر پروردگار عظيم مىماليدند ، تمام بر اساس علم و اختيار خود آنان بوده و اضطراراً و اجباراً از آنان چيزى صادر نمىشده است . ولى تزكيه و طهارت و دانش و قدرت فكرى و عملى ، همه و همه به‌اذن خدا از كانون نفوس آنها تراوش نموده و به پيروِ آن ، آثار و خواص عجيب و خارق العاده ظهور مىنموده است . حال چون اين بحث‌ها معلوم و معيّن شد ، كيفيّت خلقت انبياء و امامان عليهم السّلام و كيفيّت عصمت آنان نيز مشخّص و روشن مىگردد . أوَّلًا ملكهء عصمت در انبياء كه آنان را از هر گناه و خطائى برحذر مىدارد ، بر اثر موهبت الهى بوده و با عنوان توارث و اعطاء به‌روح القدس كاملًا سازش دارد .